۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

وحدت
برادر، خواهرم، همدم، رفیقم
تو ای فرزند ایران عزیزم
من و تو وارثان تخت کورش
به پاکی و صداقت چون سیاوش
من و تو از تبار پاک زرتشت
درفش کاویانی نقش بر مشت
چه افتاده است ما را کاین چنین زار
به بند چاه چون بیژن گرفتار
کجا شد کاوه آهنگر ما
که ضحاک اینچنین شد چیره بر ما
چرا در بند دیو و دد اسیریم
چگونه اینچنین با هم غریبیم
من و تو هموطن، همنوع، همرزم
چه در هنگام جنگیدن، چه در بزم
من و تو زاده یک سرزمینیم
به شادیها و غمهامان شریکیم
برادر، خواهرم، همدم،عزیزم
بده دست رفاقت ای رفیقم
ز هر قوم و به هر آئین که هستی
به وحدت رو کن و ایران پرستی
به وحدت می توان دنیا گرفتن
بساط ظالمان در هم شکستن
بیا تا ما شویم و جمع گیریم
شکوه باستان از سر بگیریم
کنون ما تیر بی جان کمانیم
بدم آرش دمی تا جان بگیریم
ز جور ظالمان دلها پر از خون
بیا در بند کن ضحاک ای فریدون
بیا کاوه درفش کاویانی
عَلَم برکُن به ملک آریایی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر